تبليغاتX
ئاسۆی مافه‌کانی مرۆڤ
كۆمه‌ڵایه‌تی،رامیاری و مافه‌کانی مرۆڤ(اجتماعی، سیاسی و حقوق بشر)

در ۸ اكتبر ۱۹۶۷ مأموران و سركوبگران بوليوی «چه گوارا» را در نبردی نابرابر زخمی و دستگير نمودند و به دستور فوری و مستقيم سازمان سيا، قلب پر از كين‏اش را از حركت باز داشتند.

۴۰ سال از آن‏زمان می‏گذرد و سرمايه‏داران جهان‏خوار بدن زخمی «چه» را به رگبار بستند تا بزعم خويش قادر گردند انديشه‏ی او را همراه با جسم‏اش دفن نمايند. امّا «چه گوارا» نه تنها بعد از مرگ زود هنگام‏اش از ذهن‏ها خارج نگشت بلكه تولدی دوباره يافت و به عنوان انقلابی  صديق و وفادار به منافع‏ی كارگران و زحمت‏كشانِ همه‏ی جهان مبدل گشت.

 

زندگی كوتاهِ «چه»، مملو از خاطره‏های انقلابی، تجربه و اندوخته‏های مبارزاتی‏ست. كمونيستی كه از همان دوران نوجوانی به آموزش ماركسيسم روی آورد و بار سفر بست و بپاخاست تا با مزدوران سرمايه و جانيان بشريت به جنگد. قرار نداشت و وظيفه‏ی انقلابی خود را اين‏گونه تعريف می‏كرد كه: "هر كجا امپرياليسم چهره خود را نشان می‏دهد با او جنگ كن".

بر مبنای چنين باور عميقی و در مدت كوتاهی، بعد از به سرانجام رساندن انقلاب كوبا از دست حكومت باتيستا به كمك محرومان بوليوی شتافت. پزشك انقلابی كه به ريشه‏های فقر و بی‏عدالتی‏های موجود در نظام‏های طبقاتی پی برد و با تمام وجود زندگی خود را وقف رهائی توده‏های ستم‏ديده از زير يوغ مناسبات گنديده‏ی سرمايه‏داری نموده است.

سفر به كشورهای امريكای لاتين به منظور شناخت بنيادی نداری محرومان جامعه، ارتباط با فيدل كاسترو و انقلابيون، شركت مستقيم در جنگ انقلابی كوبا عليه‏ی حكومتِ سركوبگر باتيستا و كسب قدرت سياسی در زمانی بسيار كوتاه، سفر به كنگو و بوليوی، صفحات زندگی سياسی و كارنامه‏ی  «چه» را تشكيل می‏دهد. او كه يك لحظه آرام نداشت و با تمام وجود و گام به گام، در كنار و پيشاپيش توده‏ها در سازندگی جامعه‏ی نوين و برسميت شناختن انقلاب كوبا در دنيای سرمايه‏داری در حركت بود. بی‏گمان ظالمان و ستم‏گران از تلاش‏ها و فداكاری‏های كمونيست‏هايی هم‏چون «چه گوارا» بسيار خشمگين گرديده و به انحای گوناگون در صدد تخطئه‏ی انقلاب كوبا و تحركات انقلابيون عليه‏ی سرمايه‏داران جهان‏خوار بودند.

 

امپرياليست‏های جهان‏خوار و همپالگی‏های‏شان سعی بسيار زيادی نموده‏اند تا نام و انديشه‏ی «چه گوارا» را از افكار عمومی جهان پاك نمايند. جسد او را مخفيانه و بدور از چشمان خانواده و محرومان به خاك سپردند تا مانع‏ی گرامی‏داشت اين كمونيست رزمنده گردند؛ امّا دنيای حقيقت و عدالت‏خواه و دنيای آزاديخواهان و جوانان هر روزه ياد اين رزمنده‏ و يار توده‏های ستم‏ديده را گرامی داشته و او را به عنوان سمبل مبارزه‏ی خويش عليه‏ی عاملان و بانيان فقر، جهل و رهائی از زير قيود بندهای اسارت‏بار زورمداران می‏دانند.

 

حقيقتاً كه امروزه افكار و انديشه‏ی  «چه گوارا» متعلق به اين قاره و آن قاره، به اين جامعه و آن جامعه نيست، بلكه به همه‏ی محرومان جهان تعلق دارد. انديشه‏ی «چه»، انديشه‏ی «چه گوارا»ئی‏ست كه با منش و افكار پوسيده‏ی ظالمان و مدافعين نظام سرمايه‏داری در تضاد قرار دارد و كسی قادر به ضبط و تحريف آن نمی‏باشد. انسان بی‏نظيری كه در دنيا و در كشاكش طبقاتی، خالصانه و بدون كمترين چشم‏داشتی پای به ميدان گذاشته است و از تندوپيچ‏های مبارزاتی‏ای سرافزارانه بيرون آمد كه براستی جنبش كمونيستی جهان كمتر چنين انسان‏هايی را به خود ديده است؛ كمونيستِ باوفائی كه انقلاب و مبارزه عليه‏ی سرمايه‏داران جهان‏خوار را در يك كشور تمام شده تلقی ننموده و در چارچوبه‏ی افكار انترناسيوليستی‏اش بر اين باور بود كه هر جا ظلم و ستم است بايد در جهت رفع و نابودی آن‏ها جنگيد.

«چه گوارا» بنابه تاريخ نوشته شده، در تمامی عرصه‏ها چه به صورت نوشتاری و گفتاری و چه به صورت عملی در برابر امپرياليست‏ها و همه‏ی دوستان و جيره‏خواران‏شان قرار گرفته بود و از موضع و منافع‏ی طبقاتی كارگران و زحمت‏كشان دفاع می‏نمود. بنابراين «چه» مثل «چه گوارا» يگانه است و كاملاً انديشه و افكار وی خنجر بُرنده‏ای‏ست بر قلب جانيان و سركوبگران ميليون‏ها توده‏ی رنجبر در سرتاسر جهان.

 

«چه گوارا» بر خلاف روشنفكران لميده در ركاب انقلاب تسليم وضع موجود نگرديد و با اعتقاد به اهداف و انديشه‏ی كمونيستی‏اش، همواره حركت و رو به جلو را در سر لوحه‏ی كار مبارزاتی خويش قرار می‏داد. از نظاره‏گری و ايستادن فاصله داشت و بر وظايف خويش كاملاً آگاه بود و از جامعه‏ی طبقاتی و اجحاف به توده‏ها متنفر بود. خواهان زندگی بهتر و باز گرداندن ثروت به همه‏ی سازندگان اصلی جامعه بود. سفر را دوست می‏داشت و در كسب شناخت از ريشه‏های مصيبت‏بار زندگی توده‏ها از خود تعللی به خرج نمی‏داد. بيهوده نبود كه در در دوران مسافرت خود با دوست‏اش"آلبرتو گرانادو" در نامه‏ای به مادر خود نوشت "من اين‏جا از طريق آلرژِی شناسی می‏توانم بسيار ثروت‏مند شوم ولی اين وحشتناك‏ترين جنايتی است كه می‏توان به دو «من» كه در خود دارم داشته باشم. من سوسياليست و من مسافر".

براستی كه «چه» به آن دو «من» تا آخرين لحظه‏ی عمر خود وفادار ماند و علی‏رغم داشتن پست‏های كليدی در كوبا، با مردم و ياران‏اش وداع نمود تا به ياری محرومان منطقه‏ای ديگر از جهان پهناور به شتابد. بدون شك جنبش آزادیخواهانه دنيا به چنين انسان‏هایی مفتخر است و بخود می‏بالد؛ انسانِ كمونيستی كه وطن نمی‏شناخت و هر جا ظلم و ستم و نابرابری بود در صف مقدم مبارزه با بانيان آن‏ها قرار می‏گرفت.

 

چه كس و يا كسانی امروزه در تلاش‏اند تا بر انديشه‏ی  «چه» خط بطلان بكشند و يا رياكارانه و مزورانه می‏كوشند نام «چه گوارا» را با نام "چه"های، ضد انسانيت و ضد بشريت و خائنين به منافع‏ی كارگران و زحمت‏كشان هم‏طراز نمايند؟ چه كسانی در تلاش‏اند تا افكار انقلابی «چه گوارا» را در دنيای سركوب و كُشتار روزانه‏ی انسان‏های بی‏دفاع، "ماجراجويانه" تلقی نموده و به تخطئه‏ی راه اين كمونيست صديق و همراه توده‏ها بپردازند؟

«چه گوارا» به اين دليل روشن در ذهن‏ها به يادگار مانده است كه توانست در عمل به باورهای خويش پای‏بند بماند؛ «چه گوارا» به اين دليل آشكار به اسطوره و سمبل جوانان جهان تبديل گشته است كه بهتر زيستن را نه برای خويشتن بل برای همه‏ی محرومان جهان می‏خواست. بر مبنای چنين انديشه‏ی  انقلابی‏ای بود كه «چه» را در جايگاهِ انسان‏های بی‏نظير قرار داده است و نام وی را به عنوان انسان طراز نوين در تاريخ جنبش انقلابی جهان به ثبت رسانده است.

+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم مهر 1386ساعت 22:33  توسط دلێر |