تبليغاتX
ئاسۆی مافه‌کانی مرۆڤ
كۆمه‌ڵایه‌تی،رامیاری و مافه‌کانی مرۆڤ(اجتماعی، سیاسی و حقوق بشر)
بازگشت دوباره "چه گوارا " به جهان   

·        علی دلیری

      

    ۷7 سال از روزى كه اسطوره انقلابی توده های زحمتکش جهان در بوئنوس آيرس متولد شد و هنوز ارنستو گوارا بود، نه چه گوارا و ۳۷ سال از روزى كه در سانتاكروز با شليك گلوله اى به قلب اش جان باخت، گذشته اما او هنوز زنده است! زندگى انقلابى «چه» پيش از تولدش آغاز شد. آن زمانى كه «ارنستو گوارا لينچ» و «سليا دولاسرنا» - پدر و مادر چه _ با هم آشنا شدند. پدر چه گوارا، ايرلندى بود و مادرش اسپانيايى. اين خانواده از طبقه متوسط جامعه با گرايش هاى شديد چپ و تمايلات آزاديخواهانه بودند.

خانواده گوارا ستايشگر «خوزه مارتى» و هوادار جمهوريخواهان در دوره جنگ هاى داخلى اسپانيا بودند. ارنستو گوارا دولاسرنا - نام كامل چه _ در چهاردهم ژوئن
۱۹۲۸
در آرژانتين متولد شد.
 مردى كه انگار براى نماد بودن خلق شده بود. تعريف اسطوره مشخص است: شخصيت هايى كه توانايى انجام كارهاى مافوق طبيعى را دارند، اغلب متعلق به افسانه ها هستند. «چه» اما يك افسانه زنده بود. يك اسطوره.خيلى ها «چه» را بدون آنكه بشناسند، دوست دارند. اين يك ويژگى بزرگ است كه همه انسان ها از آن برخوردار نيستند. چهره سينمايى ارنستو چه گوارا نسل امروز را به خود جلب مى كند _ اين جذابيت خيلى زود باعث مى شود تا مردم به خواندن آثار
و كتاب هايى كه در موردش چاپ شد، فيلم ها و... بپردازند. اين چنين است كه عشق به «چه»، سينه به سينه و نسل به نسل منتقل مى شود. «ژان پل سارتر» نويسنده و فيلسوف بزرگ فرانسه در تحسين شخصيت برجسته ارنستو چه گوارا، نوشت:«مى دانى كه من چقدر چه گوارا را تحسين مى كردم. در حقيقت اعتقاد دارم اين مرد نه تنها يك روشنفكر، بلكه به عنوان يك رزمنده و يك انسان و به عنوان نظريه پردازى كه مى توانست با كمك نظريه هايى كه از تجربيات شخصى اش در بند كسب كرده بود منطق انقلاب را پيش ببرد. او كامل ترين انسان دوران ما بود.»

نهم اكتبر سال 2005 مصادف بود با سي وهفتمین سالگرد كشته شدن ارنستو چه‌گوارا انقلابي چپ‌گراي آرژانتيني كه در زندگي خود و پس از مرگ نيز الهام‌بخش بسياري از جوانان « عصر انقلابها » بود. از شورشيان آمريكاي لاتين گرفته تا چريك‌هاي جنبش امل لبنان. امروز او براي ما فقط بخشي از تاريخ است اما چيزهايي كه او نيز مانند بسيار ديگر براي رفع‌شان جنگيد هنوز در جهان پابرجا هستند، فقر، بي‌سوادي، سلطه‌طلبي و سرمايه‌داري.

حتي پيش از آنكه « ارنستو چه‌گوارا » ملقب به « چه » در 9 اكتبر 1967 و در جنگل‌هاي بوليوي پيشاپيش جوخة آتش بايستد، او براي نسل قبل از من يك اسطوره بود، نه فقط در آمريكاي لاتين كه در سراسر دنيا.

همانند بسياري از داستان‌هاي حماسي، اديسه دكتر آرژانتيني گمنامي كه با دل‌كندن از حرفه، خانواده و سرزمين مادري‌اش، پاي در راه تحقق آرمان رهايي ستمديدگان عالم گذارد، با يك سفر آغاز شد.

در 1956 او به همراه فيدل كاسترو و گروهي از همرزمانش سوار بر كشتي كوچكي به نام « گرانما » شد تا با سودايي جنون‌آميز عرض درياي كارائيب را به مقصد كوبا بپيمايد.

83 چريك دست خالي، مي‌خواستند فولگنيكو باتيستا ديكتاتور كوبا را سرنگون كنند.

از بد حادثه آنها با كناره گرفتن در تله ساحلي دشمن در جهنمي غيرقابل تصور گرفتار آمدند و پس از برجاي گذاشتن تلفات بسيار، بازماندگان جنگيدند و با چنگ و دندان راهي به سوي « سيه را مانسترا » گشودند.

دو سال و اندي بعد، پس از آنكه گوارا در عمليات موسوم به « گوريل » چشمه‌هايي از مهارت و شجاعت بي‌مانند خود را به نمايش گذارد به فرماندهي شورشيان برگزيده شد. شورشياني كه كمي بعد با ورود به هاوانا، نام « انقلابيون » به خود گرفتند و تنها انقلاب سوسياليستي موفق قاره آمريكا را درست زير دماغ ايالات متحده تحقق بخشيدند. تصاوير آن روزها شكوهي هميشگي يافتند و در آن ميان تصوير « چه » قهرماني اساطيري را تداعي مي‌كرد كه در برابر يانكي‌‌ها، خدايان قدرت و مكنت جهان، سينه سپر كرده بود.

از ديد غريبان جايگاه او در انقلاب كوبا حتي والاتر از فيدل كاسترو بود تا آنجا كه به او لقب « مغز كاسترو » را دادند.

اما از اينها بالاتر دگرديسي « چه » به صورت يك معلم اخلاق بود كه « بشريت نوين » را مبناي به هيچ انگاشتن نفسائيات و خلاصه كردن همه چيز در عشق‌ورزي خالص به ساير همنوعان، مژده مي‌داد. بشريت نويني كه از نظر او بايد بر خرابه‌هاي قسم كهنه و پوسيده خود بنا مي‌شد چنين شناختي بود كه او را واداشت تا يكبار ديگر راه سفر در پيش گيرد. اين بار « چه » طي وداعي پر رمز و راز از انقلاب گسست تا به تاريخ بپيوندد.

ظاهراً او هميشه در تقلاي مبارزه با بيماري كهنه آسم به نظر مي‌رسيد اما در حقيقت آنچه روحش را آزرده مي‌ساخت ظلم و بيداد حاكم بر زمين بود. سرانجام با اعدامش در « واله گرانده » در 39 سالگي اسطوره « چه‌گوارا » كامل شد. حالت مسيح‌گونه او پس از اعدام و بر بستر مرگ كه با چشماني همچنان هوشيار به ما مي‌نگريست، آن فرياد لحظه آخر كه مي‌گفت: « شليك كنيد ترسوها! شما فقط يك چه‌گوارا را مي‌كشيد » گرچه هنوز در مورد اين جمله مرز ميان افسانه و حقيقت مبهم است. بي‌نام و نشان به خاك سپرده شدنش، آن دست‌هايي كه پس از مرگ همچنان مشت كرده باقي مانده بودند و زخمي كه بر ساعدش نشسته بود و او را همسان قدسيان مصلوب مي‌ساخت چنان كه قاتلانش را بيش از دوران حياتش به هراس مي‌افكند، همه اينها در عصر انقلاب و مبارزه ، داغي بود بر ياد مردماني كه مرگ يك قهرمان را باور نداشتند.

اين چنين بود كه « چه‌گوارا » در فريادهاي جوانان سراسر دنيا طي سال هاي پاياني دهه 60 رستاخيز يافت مردم شيلي آن روزها همنوا با ساير مردم آمريكاي لاتين در امتداد خيابان‌هاي سانتياگوي شيلي ملتهبانه اين شعار را سر مي‌دادند:

« NOLO VAMOS A OLVIDAR » نمي‌گذاريم فراموش شود، بيش از سه دهه گذشته و قهرمان شهيد ما هنوز در يادها زنده است. البته نه آن‌طور كه بسياري از ما توقع داشتيم. حالا « چه » همه‌جا حاضر است. چهره آشنايش از روي فنجان‌هاي قهوه، تي‌شرت‌ها، بطري‌هاي نوشيدني و پوسترهاي بزرگ به دنياي ما خيره شده، در حالي كه از زنگ جواهر فروشي‌ها گرفته تا فرازهاي ترانه‌هاي پاپ و راك و متال و از برنامه‌هاي اپرا گرفته تا نمايش‌هاي مد، همه‌جا نام « چه » به‌گوش مي‌رسد، دكتر سخاوتمندي كه زخم‌هاي سربازان دشمن را مرهم مي‌نهاد، مبارز رنجوري كه عشق به زندگي را در خود زايل مي‌ساخت تا مبادا از تمركزش بر نبرد بكاهد. فراموش شده پدري كه در نامه‌اي به فرزندش نوشت: « هميشه اين قابليت را در خود حفظ‌ كن كه نسبت به هرگونه بي‌عدالتي نسبت به هر كس و در هر گوشه از عالم حساس باشي ».

با اين حال در زمانه‌اي كه بنا به تبلیغات جهان سرمایه داری و نئولیبرالها ظاهرا آتش كمونيسم در چهار گوشة عالم فروكش نموده، نام او همچنان به عنوان سمبل عصيان و عامل برانگيزاننده تعصب انقلابي توده‌ها پابرجاست.

 

شايد كسي بگويد اين فاصله « چه » با ماست كه آشكارا نسخه برداري يا تقليد از طريقت زندگي‌اش را غيرممكن مي‌سازد و همين، سبب جذابيت و خواستني شدن چه‌گوارا مي‌گردد.

اما آيا حقيقتاً « چه » همين بوده؟ يك شورشي دهه شصت كه با ژست‌هاي سينمايي، نطق‌هاي آتشين و مدل‌هاي مو و لباس، قلب مردم را تسخير مي‌كرده؟

آيا باور كردني است كه يكي از تنها دو شخصيت آمريكاي لاتين كه از سوي تايم در زمره 100 چهره تأثيرگذار قرن بيستم قرار گرفته‌اند، چه‌گوارايي باشد كه به راحتي تا حد يك سمبل شورش و عصيان تنزل مرتبه داده مي‌شود، آن هم دقيقاً به اين خاطر كه ديگر خطري از جانب او احساس نمي‌گردد؟

قديس سكولاري كه آماده جانفشاني شد چون حاضر به تحمل حربه جابه جايي و جعل حقايق تاريخي به قيمت سقوط مداوم مستضعفان عالم نبود.

سود سرشاري كه با قلب ماهيت حقيقي « چه » به حساب كساني كه مسلماً اگر زنده بود، دشمنانش تلقي مي‌شدند، واريز شده ما  را بر آن   مي‌دارد   كه در محبوبيت امروز او بیشتر بیاندیشیم.

حتي اگر چنين بدبيني‌هايي را هم كنار بگذاريم من به خود اين اجازه را مي‌دهم كه پيامي جديد را به گوش برسانم. اين پيام يك هشدار است در مورد قهرمانان مرده. هشداري از اين بابت كه بار مسئوليت ما در قبال شهادت آنان بيش از اندازه بر دوش زندگي سنگيني مي‌كند.

امروزه بيش از 3 ميليارد انسان، درست همين حالا و روي همين سياره حضور دارند، كه با روزي كمتر از 2 دلار روزگار مي‌گذارنند و هر بامداد تا شام چهل هزار كودك بر اثر بيماري‌هاي ناشي از سوء تغذيه از پاي درمي‌آيند. يعني در ازاي هر پلك زدن شما، يك كودك گرسنه جان مي‌دهد. اين چيز تازه‌اي نيست، هميشه همين‌طور بوده. مشابه همين وضعيت وحشتناك بي‌عدالتي و نابرابري سبب شد كه « چه » نيم قرن پيش سفر خود را براي رويارويي با گلوله آغاز كند، در حالي كه خالق آن تصوير مسيح گونه در بوليوي انتظارش را مي‌كشيد قدرت‌هاي زمين بايد به اين حقايق اعتنا كنند؛

« به تصوير چه بر تي‌شرت‌هاي جواناني كه با ابراز علاقه نسبت به او خود را فريب مي‌دهند، عميق‌تر نگاه كنيد، چشمان چه‌گوارا همچنان شعله‌ورند، اين‌بار بي‌تاب‌تر از قبل ... »

 • "چه "جاودانه شده است

«مرگ هر جا ممكن است ما را غافلگير كند. به او خوشامد بگوييم. با اين فكر كه فرياد نبرد ما ممكن است به گوش شنونده خاص خود رسيده و دست ديگرى ممكن است تفنگ ما را خوب تر استفاده كرده و مردان ديگرى آهنگ عزاى تدفين ما را با موسيقى مقطع مسلسل و فرياد نبردهاى تازه جنگ و پيروزى بخوانند.» وحشت از رواج افسانه «ال چه» در جوامع ديگر درست از لحظه مرگ او آغاز شد. مسئولان دولت بوليوى كه دست نشانده آمريكا بودند، حتى از جسد «چه» هم وحشت داشتند. وقتى كه برادر چه براى تشخيص هويت جسد به بوليوى سفر كرد، به او گفتند جسد سوزانده شده و خاكسترش بر باد رفته. اما تلاش براى از بين بردن محبوبيت ال چه بى حاصل بود. تفكرات «چه»، رفتار منحصر به فردش، چهره انقلابى اش و مرگ شجاعانه اش در بوليوى، باعث شد ال چه تبديل به اسطوره اى جهانى و نماد اعتراض شود. جالب است كه امروز مردم جهان درست مطابق خواسته چه عمل مى كنند. ارنستو هميشه مى گفت: «ما بايد انسان تازه اى خلق كنيم كه نه از قرن نوزدهم به جا مانده باشد و نه محصولى از قرن فاسد و پست خودمان باشد.

اين انسان قرن بيست و يكم است كه ما بايد بسازيم.» ...

... و حالا ۳۷ سال پس از مرگ ارنستو چه گوارا، تصوير او را در هر تجمعى مى بينيم. در آفريقا، آسيا، اروپا و حتى آمريكايى كه تلاش مى كرد مردمش از چهره چه و تفكراتش متنفر باشند، چه حالا نه تنها متعلق به كوبا، نه تنها متعلق به آمريكاى لاتين، كه اسطوره اى جهانى است. اين بود كه مسئولان كشور بوليوى عاقبت در سال ۱۹۹۶، نزديك به ۳۰ سال پس از مرگ چه، اعتراف كردند كه جسد او در فرودگاه پنهان شده و حاضرند آن را به خانواده اش تحويل دهند.

د در راهپیمایی وجشن های اخیر اول ماه مه 2005 "روز جهانی کارگر "در اغلب نقاط جهان چه گوارا دوشادوش کارگران معترض در حرکت بود.

در تمامی تظاهراتها و اعتراضات به سیستم سرمایه داری و ضد جهانی شدن استثمار انسانها این پرچم و تصویر افسانه ای چه گوارا است که لرزه بر اندام رژیم ها وتراست های سرمایه داری می اندازد. جنبش ضدجهاني‌سازي كه حيطه گسترده‌اي از گروه‌هاي طرفدار محيط‌ زيست، صلح‌طلبان و آنارشيستها به آن پيوسته‌اند، معتقد است كه دولتهاي ثروتمند و موسسات بين‌المللي مثل صندوق بين‌المللي پول، علايق تجاري و سياسي را وراي حقوق بشر قرار داده‌اند. هدف اين جنبش‌ها ديگر فقط اعتراض نيست، بلكه تقاضا براي رفع تمام مشكلاتي است كه مردم جهان با آنها مواجه هستند. اين جنبش درصدد تلاشي بسيار سخت و جدي جهت ساختن دنياي بهتر است و حضور جاودان"چه" و رهروانش همه جا این نوید را میدهد که دوران خواب خرگوشی انسانها به سر آمده است.

+ نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم مرداد 1384ساعت 22:51  توسط دلێر | 

سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان

جنبش مدنی دموکراتیک ملت کرد

خشونت را بایکوت کند

جنبش مدنی ملت کرد در ایران، در اولین حرکت خود با تحریم انتخابات ریاست هیات اجرایی کشور، وارد فاز عملیاتی خود گردید. در واقع این تحریم بمثابه بزرگترین حرکت اعتراضی مدنی مردم کرد نسبت به ظرفیتهای سیستمی و ساختار حقوقی حاکم، برای حاکمیت پیامهای داشت که طرف حکومتی، از درک آن تا کنون متاسفانه بازمانده است.                                                                                               .

اینک این جنبش در دومین حرکت اعتراضی- مدنی خود که هم اکنون درجریان است نسبت به نقض و پایمال شدن حقوق بشر و رفتارهای خشونت آمیز نیروهای امنیتی و انتظامی در منطقه معترض شده است. این حرکت با اعتراض به قتل فجیع یک جوان مهابادی توسط نیروهای امنیتی اغاز گردیده و هر روز بر دامنه آن افزوده می شود. گستره حرکت دوم، تا کنون شهرهای شمالی، مرکزی و تعدادی از شهرهای جنوبی کردستان را در برگرفته است.                                                                  . 

دومین حرکت اعتراضی جنبش مدنی با اولین حرکت از نظر ماهوی و شکلی و شیوه پراکتیکی، تفاوتهای اساسی دارد. درحرکت اول که اعتراض به سیستم حقوقی حاکم بود، اعتراض به شکل انفرادی اما دریک مجموعه بسیار وسیع و بزرگ با ظریب امنیتی بالا امکانپذیر می گردید، اما در حرکت دوم که اعتراض به عملکرد عاملان و مجریان و برآیند و نتایج قوانین موجود و تناقضات عملی آن با حقوق رسمیت یافته است، اعتراض به صورت جمعی و گروهی و به شکل تظاهر خیابانی و اعتصاب و تحصن از سوی مردم ظهور و نمود عینی یافته است. حرکت اعتراضی از نوع دوم و بروز آن دریک سیستم استبدادی که ابزارهای خشونت و سرکوب اغلب مهیاست، ساز و کارهای ویژه ای را می طلبد. عدم سازماندهی و هدایت حرکت اعتراضی از نوع دوم و فقدان سازوکارهای لازم می تواند آسیبهای جدی بر جنبش فرود آورد، بطوریکه اعتراضات خیابانی اگر از کنترل جنبش خارج شود، پیامدهای ناگوار و ناخوشایندی برای جنبش مدنی در پی خواهد داشت.                                                                   .   

درجریان اعتراضات مدنی اخیر مردم شهرهای مناطق کردنشین گروههایی درصدد بر آمده اند، حرکت جنبش را از مسیر اصلی منحرف کنند. این گروهها که عمدتا در دل مجموعه حکومت اند و بعضا احتمالا درمیان اپوزیسیون نیز ممکن است یافت شوند، می توانند هدایتگر حرکات منحرف ضدمدنی باشند.                                       . 

اما بدون شک در مجموعه حکومت و جناحی که اخیرا تمامی مراکز قدرت در ایران را در چنگ گرفته است، جریانی اقتدار طلب و مستبد با روحیه های خشن میلیتاریستی وجود دارد که تنها راه حل مساله ملی کرد را در میلیتاریزه کردن کردستان و سرکوب ملت کرد می بیند. عوامل این جریان می کوشند حرکات مدنی و مسالمت آمیز مردم را بسوی حرکتهای خشن و خشونت آمیز همراه با تخریب و ویرانگری منحرف نمایند، تا خود به اهدافشان دست یابند. آنها می توانند با معرفی این جنبش به حرکاتی کور و بدون هدف و آشوب طلب و خشن، توجیه لازم را از نظر افکار عمومی ایرانیها برای سرکوب و قلع و قمع جنبش و نهادها و سازمانها و فعالان مدنی و سیاسی ملت کرد بیابند و هم اینکه زمینه های کافی برای میلیتاریزه کردن هرچه بیشتر منطقه فراهم آورند. البته در این میان حرکات ناآگاهانه برخی از نیروهای اپوزیسیون را نیز نباید نادیده گرفت. نباید از نظر دور داشت رادیکالیزه کردن فضای سیاسی در شرایط موجود و برخی تحرکات غیرمنطقی و غیرمدنی، که ناخواسته حرکت جنبش مدنی را به چالش میکشد، می تواند کمک به نیات و اهداف خشونت طلبان حکومتی باشد.             . 

عقیم گذاردن برنامه خشونت طلبان در به چالش کشاندن و یا شکست جنبش مدنی، با هشیاری کامل ملت کرد و با رویکرد مثبت جنبش در تداوم اعتراضات مدنی بدون خشونت و مشارکت گسترده مردم در آن، امکانپذیر است. اعتراضات درجریان مردم، نسبت به نقض حقوق و آزادیها و ادامه خشونت و سرکوب و قتل و کشتار و کتمان حقوق ملی ملت کرد از سوی حکومت، می بایست از طریق بست نشستن ، اعتصاب و تحصن خیابانی و نا فرمانیهای مدنی و دموکراتیک، بدور از هرگونه تخریب اموال و اماکن عمومی، دولتی و غیردولتی و اجتناب از سنگ پرانی، درگیری و خشونت و پیروی نکردن از احساسات زود گذر، صورت بگیرد.                                          .  

مردم باید هر گونه تشویق به تخریب، درگیری، خشونت و حرکات غیرمدنی و غیر منطقی را بعنوان حرکاتی مشکوک شناسایی و بایکوت کنند، زیرا اینگونه حرکات غیرمدنی جنبش را به خشونت آلوده می کند و زمینه های تسهیل سرکوب جنبش را فراهم می آورد. همچنین اخبار و اطلاعات نادرست، نشر اکاذیب و شایعات غیر واقعی سمی مهلک است برای جنبش مدنی ملت کرد. بایستی تا آنجا که ممکن است از پخش شایعات و اخبار نادرست جلوگیری شود. مردم باید درجریان واقعیتها آنگونه که هست، قرار بگیرند.                                                                    .

بدون تردید امروز خواسته ها و اهداف ملت کرد و طرق دستیابی به آن متفاوت از خواسته ها و آرزوهای ابرازی در دو دهه ی پیش است. امروز جنبش مدنی ملت کرد نه از روشهای آزموده شده پیشین استفاده می کند و نه در صدد بازگشت به شرایط و موقعیت آن ایام است. اما این هرگز بدان معنی نیست که کف و سطح خواسته ها تنزل یافته، بلکه برعکس خواسته ها و آرزوها متمایل بسوی سطح استراتژی حداکثری است. دراینجا شیوه های دستیابی به هدف و تاکتیکها دچار تغییر و تحول گردیده اند. طبیعتا مبارزه مدنی هزینه های ویژه و خاص خود را داراست، شکی نیست جنبش مدنی ملت کرد و فعالانش آمادگی پرداخت آنرا دارند. اما این جنبش باید بدون به خطر انداختن جان انسانها و بدون دادن قربانی، بتواند زمینه های دستیابی به حقوق و آزادیهای اساسی تصریح شده در اعلامیه جهانی حقوق بشر و میثاقهای بین المللی و تامین حقوق شهروندی و رعایت حقوق بشر را فراهم نماید. این جنبش همچنین باید بتواند زمینه و شرایط لازم را برای اتحاد تمامی نیروهای مدنی، سیاسی، ملی، ملی – مذهبی و غیرمذهبی کرد را در یک جبهه مشترک فراگیر برای پیگیری هدف مشترک یعنی کسب حقوق ملی و حق تعیین سرنوشت ملی فراهم آورد.                       .

*****

جنبش مدنی ملت کرد درایران، امروز خواهان طرح حقوق شهروندی مردم کرد و حقوق و آزادیهای به رسمیت شناخته شده نادیده انگاشته شده و حقوق ملی انکار شده ملت کرد در سطح بین المللی است. سازمان دفاع از حقوق بشرکردستان بعنوان عضوی از جامعه جنبش مدنی و دموکراتیک ملت کرد، از مردم آزاده و دموکرات و مدافعان حقوق بشر جهان میخواهد برای احقاق حقوق تاکنون پایمال شده ملت تحت ستم کرد، خواست انسانی و دموکراتیک این ملت را مورد حمایت و پشتیبانی قرار دهند.                                                                                               .  

تهران: 19 مرداد 1384 / 10 اگوست 2005

محمدصدیق کبودوند

دبیر سازمان دفاع ازحقوق بشر کردستان

+ نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم مرداد 1384ساعت 9:47  توسط دلێر | 
  " ئاسۆ " و " ئاشتی " داخران

ڕۆژنامه‌ی کوردی - فارسی "ئاشتی" و هه‌فته‌نامه‌ی کوردی "ئاسۆ "له‌ لایه‌ن له‌ لایه‌ن دادوه‌ری گشتی ئینقلاب له‌ شاری سنه‌ ڕوبه‌ڕوی داخران بوونه‌وه‌....
به‌ پێی زانیاری سه‌رچاوه‌کانی هه‌رێمی سه‌ر له‌ به‌یانی ئه‌مڕۆ ، دادوه‌ری گشتی ئینقلابی شاری سنه‌ له‌ په‌یوه‌ندییه‌کی ته‌له‌فۆنی دا به‌ خاوه‌ن ئیمتیازی ڕۆژنامه‌ی ئاشتی" بورهان له‌هۆنی" و خاوه‌ن ئیمتیازی گۆڤاری ئاسۆ "حوسه‌ین ئه‌حمه‌دی نیاز " ی ڕاگه‌یاندووه‌ که‌ گۆڤار و ڕۆژنامه‌که‌یان داخراون‌ و ئه‌و دوو بڵاو کراوه‌یه‌ له‌مڕۆوه‌ مافی چاپ و بڵاو کردنه‌وه‌یان نییه‌.

+ نوشته شده در  جمعه چهاردهم مرداد 1384ساعت 18:7  توسط دلێر | 
بيانيه دوم كميته تشكلهاي غير دولتي استان كردستان

سازمانها و نهادهاي طرفدار حقوق بشر!
مردم شريف و آزاديخواه ايران !
همشهریان عزیز سنندجی!
خشونت تحت هر عنوان و بنا بر هر دليلي كه باشد خلاف حقوق جهانشمول تعريف شده بشريت متمدن امروزاست و محكوم مي باشد. يكي از مهمترين ويژگي هاي خشونت جنبه باز توليد آن است. هيچ چيز نمي تواند اعمال خشونت بر انسان بي گناه امروز را توجيه كند.ما نمایندگان نهادهای مدنی در سنندج روز شنبه 8 مرداد با یک تحصن در جلو استانداری خواستهایمان را مبني بر پايان خشونت اعلام کردیم و اجرایشان را خواستار شدیم.
اما متاسفانه مقامات دولتی استان به جای فکر کردن به خواستهای ما و اجرای فوری آنها به نظامی کردن شهر سنندج پرداختند و فضای متشنج و رعب ایجاد نمودند و سپس روز دو شنبه 10 مرداد به تجمعات اعتراضی جوانان و مردم در نقاط مختلف شهر حمله کرده و همزمان با تیراندازی به ضرب و شتم و آزار پرداخته و تعداد زیادی را دستگیر کرده و مردم را وادار به واکنش کردند. شایعات کشته و زخمی شدن مردم در شهر وجود دارد و تا کنون نیروهای دولتی آمار زخمی ها و یا کشته شدگان احتمالی و همچنین دستگیرشدگان را اعلام نکرده اند و این موجبات نگرانی شدید مردم از شایعات گوناگون را فراهم نموده است.
علاوه بر آن روز سه شنبه 11 مرداد مجددا با استقرار نیروی زیادی در سطح شهر به خانه گردی پرداخته و از جمله در تعقیب نمایندگان تشکلهای غیردولتی، رویا طلوعی، صلاح زمانی و سعيد ساعدي را دستگیر و به منزل آقای آزاد زمانی ریخته و و در غياب ايشان به اذيت و آزار خانواده او پرداختند.
اين ماجرا ها در سقز و مريوان هم به اوج رسيده است. فضاي اين شهرها نيز به شدت نظامي شده است و آرامش و آسايش سكنه اين شهرها نيز به شدت مختل گرديده است.
تا کنون هم با حضور نظامیان در اين شهرها فضارا کماکان متشنج نگه داشته اند و این موجبات نگرانی شدید و هر چه بیشتر شهروندان را فراهم کرده است.

ما ضمن اینکه بر خواستهای قبلی خود تاکید میکنیم، حمله به تجمع شهروندان در روز دو شنبه و نظامی کردن فضای شهر را محکوم میکنیم. ما خواستاریم که فورا نیروهای نظامی جهت بازگرداندن امنيت و پايان دادن به رعب و وحشت حاكم بر زندگي مردم شهر را ترک کنند.مؤكدا اعلام ميكنيم كه تمام دستگير شدگان اعتراضات اخير بايد آزاد شوند. آمار دستگیرشدگان و زخمی و کشته شدگان احتمالی فورا منتشر گردند و حق مدنی و ابتدایی مردم برای تجمع و اعتراض و تظاهرات به رسمیت شناخته شود.


كميته تشكلهاي غير دولتي استان كردستان
3 شنبه 12/5/84
3/8/2005

برگرفته از سايت تشکل http://www.tashakol.com/

+ نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم مرداد 1384ساعت 16:48  توسط دلێر | 

دستگيري رويا طلوعي از فعالین جنبش زنان

۱۳ مرداد ۱۳۸۴

دستگيري رويا طلوعي از فعال جنبش زنان

رويا طلوعي از فعالان جنبش زنان دستگير شد. او پس از شرکت درتجمعي که در اعتراض به مرگ دلخراش يک جوان کرد به نام شوانه سيد قادري برگزار شده بود دستگير مي شود.

طلوعي سردبير ماهنامه راسان است که به صورت اختصاصي به چالش هاي زنان کرد مي پردازد که تا کنون سه شماره از آن منتشر شده است. او همچنين بنيان گذار کانون زنان کرد مدافع صلح در کردستان نيز است که فعاليت هاي مختلفي را در همين زمينه به انجام رسانده است. طلوعي طي ماههاي اخير توسط حفاظت اطلاعات نيروي انتظامي احضار شده بود تا به اتهاماتي مانند تشويش اذهان عمومي و مخدوش کردن امنيت ملي وديگر اتهاماتي که براي روزنامه نگاران وفعالان اجتماعي آشناست پاسخ دهد. از او خواسته شده بود تا از مصاحبه را راديوهاي خارجي در خصوص وضعيت زنان خودداري کند. او همچنين متهم به قوم گرايي شده است. اتهامي که معمولا هموطنان کرد با آن مواجه هستند.

او سالها با مجلات محلي کردستان فعاليت مي کرد و سال گذشته نيز مقام بهترين مقاله نويسنده شهرستاني را در جشنواره مطبوعات به خود اختصاص داده بود.
رويا طلوعي داراي دو فرزند دختر وپسراست. وي و همسرش دکتراي علوم آزمايشگاهي دارند و در شهر کردستان يک آزمايشگاه را اداره مي کنند. او همچنين مشاور زنان محروم در کردستان بود ودر بسياري از مواقع به کمک به زنان آسيب ديده اقدام مي کرد. طي چند ماه گذشته طلوعي با حضور در مجامع متختلف از وضعيت نا به سامان زنان در حوزه هاي مختلف انتقاد مي کرد.

او همچنين در تجمع اخيز زنان در جلوي درب دانشگاه تهران نيز حضور فعالي داشت. وکالت از اين فعالا اجتماعي را زهره ارزني و نسرين ستوده به عهده دارند که خود از فعالان جنبش زنان در ايران به شمار مي روند.
اخيرا کتابي از رويا طلوعي شامل مجموعه مقالات وي به زبان کردي به چاپ رسيده است. مهاباد قره داغي شاعره معروف کردستان عراق و يکي از نزديکان بارزاني مقدمه اي براين کتاب نوشته است.

دستگيري رويا طلوعي در حالي صورت مي پذيرد که جمعي از فعالان زنان در تهران از دادسراي تهران احضاريه دريافت کرده اند و بايد به زودي خود را براي اداي توضيحات معرفي کنند. برخي از مراکزي که در تهران به فعاليت در حوزه زنان فعاليت مي کنند تهديد به تعطيلي وعدم تمديد مجوز شده اند. پيش از اين در پرونده روزنامه نگاران دستگير شده موسوم به پرونده وب لاگ نويسان دستگيري يکي از فعالان زنان و ذکر نام تعداد ديگري از آنان در سرمقاله روزنامه کيهان به نام خانه عنکبوت ، از حساس بودن برخي مقامات علاقه مند به دستگيري هاي زنجيره اي حکايت مي کرد که در صورت تداوم اين حرکت مي توان آن را در همين جهت ارزيابي کرد.



+ نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم مرداد 1384ساعت 16:20  توسط دلێر | 

تحصن کارگران اخراجی کارخانه شاهو  درمقابل اداره کار در سنندج


از صبح روز شنبه8 مرداد ماه کارگران اخراجی کارخانه "شاهو" سنندج به همراه خانواده هایشان خصوصا کودکان در اعتراض به اخراج خود در مقابل اداره کار در سنندج تحصن کرده اند.

کارفرمایان کارخانه شاهو مدتی قبل بدون هیچ دلیلی 55 کارگر این کارخانه را از سرکارهایشان اخراج کرده اند که این مسئله با اعتراض کارگران و تجمعات اعتراضی آنان روبرو شده است.


نیروهای انتظامی رژیم و تعدادی از لباس شخصی ها به کارگران متحصن حمله کرده و قصد متفرق کردن آنها را داشتند که هنوز موفق نشده اند.
گروهای مدافع حقوق بشر وکارگران و نیروهای چپ از این تحصن حمایت کرده و از هم میهنان در نقاط دیگر کشور خواستار حمایت شده اند.

 پیام متحصنین به مردم ایران

کارگران و مردم آزادیخواه

همچنان که مطلع هستید ما کارگران شاهو به اشکال مختلف علیه اخراج و زورگوئی های کارفرما و وعده و وعیدهای دروغین مقامات و ادارات دولتی اعتراض کرده ایم و به اشکال مختلف خواهان بازگشت به کار و بیمه بازنشستگی بوده ایم. ما را با بیست سال و بیست و هفت سال سابقه کار بدون هیچ حق و حقوقی اخراج کرده اند. تلاش کردند بین ما تفرقه بیندازند اما ما این سیاست کثیف را خنثی کردیم. نمایندگان ما را بارها احضار و تهدید کردند اما ما نمیتوانیم کوتاه بیائیم. میخواهیم زندگی کنیم، این حق ما است و در نتیجه تصمیم داریم با گسترش مبارزه مان به خواستهایمان برسیم.

ما سازمانهای کارگری را مطلع کردیم، همسران و خانواده هایمان فعالانه در اعتراض ما شرکت کرده اند و حمایت و پشتیبانی شما تاکنون مشوق ما در مبارزه برحقمان بوده است. اما برای به کرسی نشاندن خواستهایمان به مبارزه بیشتر و حمایت بیشتری نیاز داریم.

ما روز شنبه هشتم مردادماه، همراه با همسران و خانواده هایمان بطرف اداره کار حرکت میکنیم و از ساعت نه و نیم صبح در آنجا دست به تجمع میزنیم. از همه شما ضمن قدردانی بخاطر حمایت های تاکنونی، میخواهیم باز هم از ما حمایت کنید و در این تجمع ما را تنها نگذارید. به ما بپیوندید، کسانی را به نمایندگی از طرف خود به اجتماع اعتراضی ما بفرستید. در اجتماع ما شرکت کنید و اعلام حمایت کنید. اداره کار و کارفرما باید شاهد بیشترین پشتیبانی شما باشند تا کوتاه بیایند. آنها باید شاهد اجتماع قدرتمند ما باشند تا به خواستهای برحق ما گردن بگذارند. درد ما درد شما است، خواست ما خواست شما است. کمک کنید تا مبارزه ما برای کار یا بیمه بازنشستگی به پیروزی برسد. از همه خانواده های کارگران و مردم زحمتکش و آزادیخواه میخواهیم فعالانه در اجتماع ما در روز شنبه ساعت نه و نیم صبح شرکت کنند.

زنده باد همبستگی
زنده باد اتحاد

+ نوشته شده در  یکشنبه نهم مرداد 1384ساعت 20:32  توسط دلێر | 
+ نوشته شده در  یکشنبه نهم مرداد 1384ساعت 20:24  توسط دلێر |